فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 323
ز دست کوته خود زير بارم ، که از بالابلندان شرمسارم مگر زنجير مويي گيردم دست ، وگر نه سر به شيدايي برآرم ز چشم من بپرس اوضاع گردون ، که شب تا روز اختر مي شمارم بدين شکرانه مي بوسم لب جام ، که کرد آگه ز راز روزگارم اگر گفتم دعاي مي فروشان ، چه باشد حق نعمت مي گزارم من از بازوي خود دارم بسي شکر ، که زور مردم آزاري ندارم
سري دارم چو حافظ مست ليکن
،
به لطف آن سري اميدوارم
تعبیر:
خود را ناتوان و ضعیف احساس نکن زیرا اعتماد به نفس خود را از دست می دهی. در زندگی سرت به کار خودت مشغول است و این بسیار خوب است. به لطف و کمک دیگران امیدوار باش زیرا در صورت مقتضی به کمک تو خواهند آمد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 98
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح ، صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح سواد زلف سياه تو جاعل الظلمات ، بياض روي چو ماه تو فالق الاصباح ز چين زلف کمندت کسي نيافت خلاص ، از آن کمانچه ابرو و تير چشم نجاح ز ديده ام شده يک چشمه در کنار روان ، که آشنا نکند در ميان آن ملاح لب چو آب حيات تو هست قوت جان ، وجود خاکي ما را از اوست ذکر رواح بداد لعل لبت بوسه اي به صد زاري ، گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح دعاي جان تو ورد زبان مشتاقان ، هميشه تا که بود متصل مسا و صباح
صلاح و توبه و تقوي ز ما مجو حافظ
،
ز رند و عاشق و مجنون کسي نيافت صلاح
تعبیر:
در زندگی موفق خواهی شد. اگر تلاش و کوشش کنی غم و اندوه از وجودت رخت بر می بندد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 46
گل در بر و مي در کف و معشوق به کام است ، سلطان جهانم به چنين روز غلام است گو شمع مياريد در اين جمع که امشب ، در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است در مذهب ما باده حلال است وليکن ، بي روي تو اي سرو گل اندام حرام است گوشم همه بر قول ني و نغمه چنگ است ، چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است در مجلس ما عطر مياميز که ما را ، هر لحظه ز گيسوي تو خوش بوي مشام است از چاشني قند مگو هيچ و ز شکر ، زان رو که مرا از لب شيرين تو کام است تا گنج غمت در دل ويرانه مقيم است ، همواره مرا کوي خرابات مقام است از ننگ چه گويي که مرا نام ز ننگ است ، وز نام چه پرسي که مرا ننگ ز نام است ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز ، وان کس که چو ما نيست در اين شهر کدام است با محتسبم عيب مگوييد که او نيز ، پيوسته چو ما در طلب عيش مدام است
حافظ منشين بي مي و معشوق زماني
،
کايام گل و ياسمن و عيد صيام است
تعبیر:
ایام به کام تو است و به آرزوهای خود خواهی رسید اما چشم بصیرت را باز کن تا شادکامی و سرور تو دائمی و همیشگی باشد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 353
من ترک عشق شاهد و ساغر نمي کنم ، صد بار توبه کردم و ديگر نمي کنم باغ بهشت و سايه طوبي و قصر و حور ، با خاک کوي دوست برابر نمي کنم تلقين و درس اهل نظر يک اشارت است ، گفتم کنايتي و مکرر نمي کنم هرگز نمي شود ز سر خود خبر مرا ، تا در ميان ميکده سر بر نمي کنم ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن ، محتاج جنگ نيست برادر نمي کنم اين تقواام تمام که با شاهدان شهر ، ناز و کرشمه بر سر منبر نمي کنم
حافظ جناب پير مغان جاي دولت است
،
من ترک خاک بوسي اين در نمي کنم
تعبیر:
به علم آموزی پای بند باش و فهم درست را دنبال کن و گوش به سخن نا اهلان و افراد نادان مسپار و سعی کن که توا ضع پیشه کنی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 183
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند ، واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند بيخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند ، باده از جام تجلي صفاتم دادند چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي ، آن شب قدر که اين تازه براتم دادند بعد از اين روي من و آينه وصف جمال ، که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب ، مستحق بودم و اين ها به زکاتم دادند هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد ، که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند اين همه شهد و شکر کز سخنم مي ريزد ، اجر صبريست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخيزان بود
،
که ز بند غم ايام نجاتم دادند
تعبیر:
به زودی نتیجه ی صبر و استقامت و تحمل رنجها را خواهی دید و مزد آن را خواهی گرفت. روزگار روی خوش خود را به تو نشان خواهد داد. به مقصود خود خواهی رسید.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 168
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد ، بسوختيم در اين آرزوي خام و نشد به لابه گفت شبي مير مجلس تو شوم ، شدم به رغبت خويشش کمين غلام و نشد پيام داد که خواهم نشست با رندان ، بشد به رندي و دردي کشيم نام و نشد رواست در بر اگر مي طپد کبوتر دل ، که ديد در ره خود تاب و پيچ دام و نشد بدان هوس که به مستي ببوسم آن لب لعل ، چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد به کوي عشق منه بي دليل راه قدم ، که من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد فغان که در طلب گنج نامه مقصود ، شدم خراب جهاني ز غم تمام و نشد دريغ و درد که در جست و جوي گنج حضور ، بسي شدم به گدايي بر کرام و نشد
هزار حيله برانگيخت حافظ از سر فکر
،
در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد
تعبیر:
با همه ی سعی و کوشش به مقصود خود نرسیده ای اما نا امید نباش. با تعمق در گذشته و پیدا کردن نقطه ی ضعف خود می توانی به جبران مافات بپردازی. مشکلی نیست که آسان نشود.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 87
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت ، آري به اتفاق جهان مي توان گرفت افشاي راز خلوتيان خواست کرد شمع ، شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت زين آتش نهفته که در سينه من است ، خورشيد شعله ايست که در آسمان گرفت مي خواست گل که دم زند از رنگ و بوي دوست ، از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت آسوده بر کنار چو پرگار مي شدم ، دوران چو نقطه عاقبتم در ميان گرفت آن روز شوق ساغر مي خرمنم بسوخت ، کآتش ز عکس عارض ساقي در آن گرفت خواهم شدن به کوي مغان آستين فشان ، زين فتنه ها که دامن آخرزمان گرفت مي خور که هر که آخر کار جهان بديد ، از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت بر برگ گل به خون شقايق نوشته اند ، کان کس که پخته شد مي چون ارغوان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو مي چکد
،
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت
تعبیر:
غم های زندگی را بر خود آسان بگیر. با هنر و دانش خود می توانی راه تازه ای در زندگی باز کنی. از فتنه های روزگار ناراحت نشو زیرا دائمی و همیشگی نیستند و به زودی جای خود را به راحتی و آسودگی می دهند.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 2
صلاح کار کجا و من خراب کجا ، ببين تفاوت ره کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس ، کجاست دير مغان و شراب ناب کجا چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را ، سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد ، چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا چو کحل بينش ما خاک آستان شماست ، کجا رويم بفرما از اين جناب کجا مبين به سيب زنخدان که چاه در راه است ، کجا همي روي اي دل بدين شتاب کجا بشد که ياد خوشش باد روزگار وصال ، خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دوست
،
قرار چيست صبوري کدام و خواب کجا
تعبیر:
صبور و بردبار باش و در کارها با تأمل و اندیشه حرکت کن و نا امیدی را از خود بران و به لطف و رحمت خداوند امیدوار باش و ریاکاران را معیار رفتار خود قرار نده.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 350
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم ، بهار توبه شکن مي رسد چه چاره کنم سخن درست بگويم نمي توانم ديد ، که مي خورند حريفان و من نظاره کنم چو غنچه با لب خندان به ياد مجلس شاه ، پياله گيرم و از شوق جامه پاره کنم به دور لاله دماغ مرا علاج کنيد ، گر از ميانه بزم طرب کناره کنم ز روي دوست مرا چون گل مراد شکفت ، حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم گداي ميکده ام ليک وقت مستي بين ، که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم مرا که نيست ره و رسم لقمه پرهيزي ، چرا ملامت رند شرابخواره کنم به تخت گل بنشانم بتي چو سلطاني ، ز سنبل و سمنش ساز طوق و ياره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
،
به بانگ بربط و ني رازش آشکاره کنم
تعبیر:
توقعات بی جا و آرزوهای دست نیافتنی را از سر خود بیرون کن و عاقلانه بیندیش. در زندگی میانه رو باش تا دچار مشکل و سختی نشوی. شجاع باش و از ناملایمات زندگی، خود را نباز.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 392
داني که چيست دولت ديدار يار ديدن ، در کوي او گدايي بر خسروي گزيدن از جان طمع بريدن آسان بود وليکن ، از دوستان جاني مشکل توان بريدن خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ ، وان جا به نيک نامي پيراهني دريدن گه چون نسيم با گل راز نهفته گفتن ، گه سر عشقبازي از بلبلان شنيدن بوسيدن لب يار اول ز دست مگذار ، کآخر ملول گردي از دست و لب گزيدن فرصت شمار صحبت کز اين دوراهه منزل ، چون بگذريم ديگر نتوان به هم رسيدن
گويي برفت حافظ از ياد شاه يحيي
،
يا رب به يادش آور درويش پروريدن
تعبیر:
فرصت ها را بیهوده از دست نده و کینه های کهنه را از دل بیرون کن و راه صلح و آشتی و دوستی را باز کن. زندگی بدون رفیق شفیق و یار همراه، بسیار سخت و دشوار است. مانند آینه یکرو و یکرنگ باش تا زندگی سالم و خوبی در پیش داشته باشی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 470
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي ، دل ز تنهايي به جان آمد خدا را همدمي چشم آسايش که دارد از سپهر تيزرو ، ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت ، صعب روزي بوالعجب کاري پريشان عالمي سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل ، شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمي در طريق عشقبازي امن و آسايش بلاست ، ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمي اهل کام و ناز را در کوي رندي راه نيست ، ره روي بايد جهان سوزي نه خامي بي غمي آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست ، عالمي ديگر ببايد ساخت و از نو آدمي خيز تا خاطر بدان ترک سمرقندي دهيم ، کز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي
گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
،
کاندر اين دريا نمايد هفت دريا شبنمي
تعبیر:
نا امید و مأیوس نباش. تحمل رنج و زحمت، عاقبت انسان را به هدف خود می رساند. به تنهایی نمی توانی با مشکلات دست و پنجه نرم کنی. بهتر است که با دوستان مشفق راز خود را در میان بگذاری و از آنان چاره جویی کنی. صبور و مقاوم باش و از رویارویی با مشکلات شانه خالی نکن. به خدا توکل کن که گفته اند پایان شب سیاه، سپیدی است.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 8 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 75
خواب آن نرگس فتان تو بي چيزي نيست ، تاب آن زلف پريشان تو بي چيزي نيست از لبت شير روان بود که من مي گفتم ، اين شکر گرد نمکدان تو بي چيزي نيست جان درازي تو بادا که يقين مي دانم ، در کمان ناوک مژگان تو بي چيزي نيست مبتلايي به غم محنت و اندوه فراق ، اي دل اين ناله و افغان تو بي چيزي نيست دوش باد از سر کويش به گلستان بگذشت ، اي گل اين چاک گريبان تو بي چيزي نيست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان مي دارد
،
حافظ اين ديده گريان تو بي چيزي نيست
تعبیر:
شکست تو در این راه پله ی صعودی است در راهی و هرگونه نقصان حکمتی دارد. چه بسا سلامتی تو در فقر باشد. امیدت را از دست نده. فعلاصلاح در این است که روزگار را اینطور طی کنی و یقین بدان راز بودن تو در این است که با روزگار صلح کنی.